۱۳۹۱ شهریور ۲۷, دوشنبه

تقدیم به خودم

یکـ     تله پاتی مهم است، بلکه بهتر است آدم بگوید تله پاتی عن است. نقض تمام حریم های خصوصی و ناخصوصی است وقتی کسی با وایرلس تمام مدت به مغزت وصل است و مدام پالس می اندازد و هر از گاهی اِشغالت می کند و بعد هم از دسترس خارج می شود تا کِی باز کجا کانکت را بزند و ماجرا را کش بدهد.
دو     خودش بود. همان که نمی فهمیدم از کجا سر و کله اش پیدا شده، جناب مانیک بود. دیشب که زیر پتو بودم و داشتم «خوشحال» و خندان یکی از رُزهای پل کله جان را جای آب نبات لیس می زدم و برای کفش های جدیدم ذوق می کردم فکر کرد خوابم برده، بار و بساطش را جمع کرد و پاورچین از در رفت بیرون، پشت سرش تا که در گفت تِق آب نبات توی دهنم زهرمار شد و زیر پتو وحشتناک ترین جای دنیا.
سه     هر کس گفته مغز به بدن وصل نیست زِر زده. از من بشنوید که مغز به تمام اعضا و جوارح دیگر که کارشان رتق و فتق امور روزمره است به صورت متوالی و البته یک طرفه وصل است. هنوز یادم هست که توی مدار متوالی یکی که خاموش می شد همه خاموش می شدند. دلم برای فیزیک خواندن تنگ شده؛ القا و مغناطیس.

پی نوشت: حتمن که باید گفت «این نیز بگذرد» و یاد سه سال پیش افتاد که سخت بود ولی گذشت و رفت پی کارش. گاهی دلم می خواهد یقه ی جناب پروست را بگیرم و بگویم آخر آدم حسابی! دنبال چه می گردی لابه لای این همه زمان از دست رفته؟ از دست رفته دیگر. بیا جای این کارها کمی دست نوازش به سرم بکش.


۳ نظر:

  1. آدم باید یه وختی به خودش تقدیم کنه خُ
    همون‌چوری که هیچ لزومی نداره که همیشه دو دوتا بشه چارتا یا اصن چیزی خاصی بشه!

    اصن خود تقدیمی *چیز* خوبی‌س.

    پاسخ دادنحذف
  2. leyla inja ke ax nadare kenaresh bahash nemishe ertebat bargharar kard ! axe mahnaz afsharo beza in kenar mese sibe az vasat nesf karde...

    پاسخ دادنحذف